حصه معنی انگلیسی allotment distribution dole portion proportion quota share واژههای انگلیسی با این معنی appanage حصه ملکي، ملک يا زمين تابع، صفت طبيعي undivided share حصه مشاع reapportion دوباره سهميه يا حصه دادن، حوزه ي انتخاباتي را بزرگ يا کوچک کردن share سهم، حصه، بخش appointed share سهم مفروز، حصه مفروز admeasure بخش (چيزيرا) معين کردن، تععين حصه کردن، سهم دادن admeasurement تعيين اندازه، تععين حصه يابخش، تقسيم divvy بخش کردن، تقسيم کردن، حصه کردن apportionment تقسيم، بخش، تعيين سهم serving خدمت، زاوري، پرس