divvy
US'dıvı
معنی فارسی
بخش کردن تقسيم کردن حصه کردن بخش تقسيم حصه
معنی کامل و مثالها
/div´ē/n., vt., vi.
● (خودمانی)
● (با: up) بخش کردن، تقسیم کردن، حصه کردن
they divvied up the loot and fled
آنها اموال مسروقه را (بین خود) تقسیم و فرار کردند.
● بخش، تقسیم، حصه
a four-way divvy of the profits
تقسیم چهارجانبهی منافع