pottion معنی فارسی بخش کردن تقسيم کردن سهم دادن از بهره دادن از جهاز دادن به واژههای دیگر با معنی «بخش کردن» distribute بخش کردن، توزيع کردن، تقسيم کردن dispense بخش کردن، توزيع کردن، دادن apportion بخش کردن، دادن، واگذار کردن dispend بخش کردن، توزيع کردن، دادن divvy بخش کردن، تقسيم کردن، حصه کردن sectionalize بخش بخش کردن، بخشي کردن، به مناطق مختلف تقسيم کردن admeasure بخش (چيزيرا) معين کردن، تععين حصه کردن، سهم دادن quadrisect به چهار بخش تقسيم کردن، چهار بر کردن trisect به سه بخش مساوي تقسيم کردن trisection به سه بخش مساوي تقسيم کردن