دیکشنری فارسی

sectionalize

معنی فارسی

بخش بخش کردن

بخشي کردن

به مناطق مختلف تقسيم کردن، ناحيه ناحيه کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● بخش بخش کردن

● بخشی کردن

● به مناطق مختلف تقسیم کردن، ناحیه ناحیه کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. divide into sections, especially into geographic sections “sectionalize a country” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «بخش بخش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن