حلقی معنی انگلیسی guttural pharyngeal واژههای انگلیسی با این معنی faucial حلقي، وابسته به حلق وگلو. glossopharyngeal زباني حلقي، مربوط به زبان و حلق. barylalia گفتار بيخ حلقي glossopharyngeal nerve عصب زباني - حلقي nervus glossopharyngeus عصب زباني - حلقي jugular گلويي، حلقي، گردني guttural گلويي، حلقي، حرف گلويي pharyngal وابسته به گلوگاه، حلقي pharyngeal وابسته به گلوگاه، حلقي pharynx وابسته به گلوگاه، حلقي faucal گلويي، حلقي rhiopharyngeal وابسته به بيني وگلوگاه، بيني حلقي throatier داراي گلوي بزرگ، گلويي، حلقي throatiest داراي گلوي بزرگ، گلويي، حلقي throatily داراي گلوي بزرگ، گلويي، حلقي throatiness داراي گلوي بزرگ، گلويي، حلقي throaty داراي گلوي بزرگ، گلويي، حلقي oesophageal وابسته به مري، گلويي، حلقي adenoid غده اي، شبيه غده، دشبل مانند