حمایت کردن معنی انگلیسی defend root shelter stay support underpin underpinning uphold واژههای انگلیسی با این معنی propugn حمايت کردن از، دفاع کردن از، محقق کردن vindicate حمايت کردن از، پشتيباني کردن از، دفاع کردن از defend دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن defendable دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن maintrain نگهداري کردن، ادامه دادن، عقيده داشتن uphold بالا نگاه داشتن، راست نگاه داشتن، پشتي کردن (از) shield سپر، پوشش، حامي espouse عقدکردن، عروسي کردن با، ازدواج کردن با protect نگهداري کردن، حفظ کردن، محافظت کردن safe-guard حفاظت، حراست، حمايت internationalize بين المللي کردن، درزير حمايت ملل گوناگون اوردن