خارش
معنی انگلیسی
itch pricking
واژههای انگلیسی با این معنی
- itch خارش، خنش، خنشت
- urticarial خارش، سوزش، کهير
- pruritus خارش، سخت، خنش
- dry scall خارش، جرب
- scabies خارش، جرب
- itchless بي خارش، رشوه نخور
- prurient خارش دار، کرمکي، داراي فکر شهواني
- prurigmous خارش دار، خنش دار، دچار خنش
- prurigo خارش سخت، خنش
- pruriginous خارش دار.
- scabietic خارش دار.
- itchiness احساس خارش
- papula برامدگي خارش دار، دانه، جوش
- papule برامدگي خارش دار، دانه، جوش
- eczema اماس خارش دارپوست
- scall جرب، خارش، سعفه
- urticant سوزش دار، خارش دار، چيزي که خارش بياورد.
- pruritic خارشي، خارش اور
- psora جرب، اويون، خارش
- itching palm دست گيرنده، دست رشوه گير، کف خارش دار
- t. cutis pruriginosa = prurigo nodularis، نوعي بيماري پوستي مزمن که با تشکيل ندولهاي قرمز، سخت و جدا از هم و خارش شديد مشخص ميشود.
- prurience فکر شهواني، کرم، کرمک
- tingle صدا کردن، طنين انداختن، صدا کردن