خام دست معنی انگلیسی green tumb greenhorn maladroit novice raw unripe unseasoned unskillful واژههای انگلیسی با این معنی jackleg خام دست، تازه کار، ناشي gauche خام دست، چپ دست، بي سليقه bungler خام دست، سرهم بند fumbling خام دست unskillful (unskilled) خام دست، غير متخصص، بي تجربه tyke ادم خام دست، بچه شيطان وموذي، طفل. heavy handed سنگين دست، خام دست، بي مهاره ت muffish کودن، خام دست، بيدست و پا heavy-hended سنگين دست، خام دست tike سگ، ادم خام دست وبي تجربه، کودک. cobbler پينه دوز، کارگر، خام دست ياسرهم بند awkward زشت، ناهنجار، بي لطافت gawky بي دست پا، کمرو، خجول