خاموشی
معنی انگلیسی
curfew extinction silence
واژههای انگلیسی با این معنی
- silence خاموشي، سکوت، ارامش
- hush خاموشي، خموشي، سکوت
- soundlessness خاموشي، خموشي، سکوت
- obmutescence خاموشي، خاموش نشيني، سکوت عمدي
- pipe down خاموشي، سوت خاموشي ناو (دريايي)
- black out خاموشي، قطع کامل برق.
- reticency خاموشي، سکوت، کم گويي.
- blanking signal پيام خاموشي
- brownout نيمه خاموشي
- curfew period ساعات خاموشي، ساعات منع عبور و مرور
- last port شيپور خاموشي، شيپور عزا (دريايي)
- tatoo فرمان خاموشي، شيپور خاموشي
- last post شيپور خاموشي، شيپورعزا
- simultaneous extinction خاموشي همزمان
- blanking bars نوارهاي خاموشي
- covert extinction خاموشي ناآشکار
- delayed extinction خاموشي درنگيده
- experimental extinction خاموشي آزمايشي
- retrace blanking خاموشي خطوط بازگشتي
- silert gives consent خاموشي موجب رضا است
- taps (نظ.) شيپور خاموشي.
- dimout خاموشي چراغها در موقع حمله هوايي.
- tattoo شيپوري که پيش از خاموشي ميزنند که سربازان، به محل هاي خود برگردند
- quietness ارامي، خاموشي، اهستگي