خایه
معنی انگلیسی
testicle
واژههای انگلیسی با این معنی
- testicle خايه، بيضه، خصيه
- cojones خايه، دل و جرات، بيباکي
- bollocks خايه، چرند، به تخمم!
- cryptorchid گم خايه، نهان خايه، بي خايه
- testicular خايه اي، بيضيه اي
- testiculate خايه اي، خايه دار
- castration خايه کشي، خايه کني، عمل اخته کردن ياخواجه کردن
- pneumatocele باد خايه
- scrota کيسه خايه، ضفن، خايه دان
- scrotum کيسه خايه، ضفن، خايه دان
- orchitis آماس خايه
- sarcocele سرطان خايه، سرطان بيضه
- epididymis ضميمه خايه
- scrotitis اماس کيسه خايه
- hydrocile (طب) آب در خايه، استسقاء خايه، باد خايه
- scrotal وابسته به کيسه خايه، ضفني
- egg تخم مرغ، خايه، باتخم اميختن
- spermatic نطفه اي، خايه اي
- emasculate اخته کردن، خايه کشيدن (از)، سست کردن
- evirate اخته کردن، خايه کشيدن (از)، سست کردن
- fungus گياه قارچي، قارچ، خايه ديس
- ballsy بيباک، دلير، خايه دار
- castrated اخته، خواجه، خايه کشيده
- spider عنکبوت، کارتنه، تارتنک