خبردادن از معنی انگلیسی portend واژههای انگلیسی با این معنی denounce خبردادن از، اشاره کردن بر، عيب گرفتن از premonish از پيش خبردادن، از پيش اخطار کردن betoken نشاني بودن از، خبردادن از، دلالت کردن بر threaten تهديد کردن، ترساندن، خبردادن از prognosticate پيشگويي کردن، پيش بيني کردن، از پيش خبردادن prophesied نبوت کردن، پيشگويي کردن، از پيش خبردادن prophesies نبوت کردن، پيشگويي کردن، از پيش خبردادن prophesy نبوت کردن، پيشگويي کردن، از پيش خبردادن herald پيشرو، جلودار، منادي