خرده گیر معنی انگلیسی captious censorious critic nit-picker hypercritical niggler واژههای انگلیسی با این معنی caviler خرده گير، عيبجو censorious خرده گير، عيبجو wowser مذهبي و خرده گير، ايرادي. carper عيبجو، خرده گير hypercritical موشکاف، بيش از حد خرده گير faultfinder منقد، عيب جو، خرده گير. pedantic علم فروش، پيرو قواعد کتابي يا علم نظري، خام exceptor استثناکننده، معترض، نکته گير critical بحراني، قاطع، خطرناک gadfly خر مگس، ادم مردم ازار، مزاحم.