خستو معنی انگلیسی confession confessor professed self-confessed واژههای انگلیسی با این معنی nuclei حسته، خستو، مغز nucleus حسته، خستو، مغز self confessed معترف، خستو. stone سنگ، هسته، خستو stonily سنگ، هسته، خستو kernel مغزهسته، مغز، هسته own دارا بودن، مالک بودن، صاحب بودن