خنک
معنی انگلیسی
cool flat vapid
واژههای انگلیسی با این معنی
- cool خنک، خون سرد، خود دار
- refrigeratory خنک، تب نشان، مبرد
- fresh water اب خنک، اب شيرين
- coolish کمي خنک، نسبتا خنک
- iced خنک کرده، يخ شده، شکر پوش
- iced ppa خنک کرده، يخ شده، شکر پوش
- defervescence خنک شدگي، کاهش، جوش و خروش
- icily بطور خنک، از روي خنکي
- refrigerate خنک کردن، سرد کردن
- refrigerent خنک کننده، تب نشان، مبرد
- refrigerative خنک سازنده
- refrigrative خنک سازنده
- water cooling خنک کنندگي آب، خنک کردن با آب
- cutting oil روغن خنک کننده، روغن سرد کننده، روغن برش
- forced cooling خنک سازي چيزي.
- oil cooler خنک کننده روغن
- brisk air هواي خنک و فرح بخش
- cooling fins تيغه هاي خنک کننده
- thermantidote (درهندوستان) هوا خنک کن
- cooling drag پساي ناشي از خنک کردن موتور
- inlet guide vane تيغه هاي خنک کننده جريان ورودي
- air-cooled oil-cooler نوعي خنک کننده روغن که از جريان هوا، براي خنک کردن روغن استفاده ميکند
- fuel-cooled oil-cooler خنک کننده روغن که در آن از سوخت بعنوان، ماده خنک کننده استفاده ميشود
- fresh تازه، خنک، شيرين