خواب معنی انگلیسی asleep dream dreamland kip repose rest sleep slumber واژههای انگلیسی با این معنی slumber خواب، چرت، پينکي benumbed خواب، خوابيده، خفته sleep خواب، اسايش، غفلت dream خواب، رويا، خيال خام woolgathering خواب، رويا، خيال خام asleep خواب، خوابيده، خفته unawake خواب، خوابيده، خفته sweven خواب، رويا wakeful بي خواب، شب زنده دار، هشيار sleepless بي خواب، بيقرار floor gully کف خواب post dormitum پس خواب hypnogogic خواب اور، خواب کننده، منوم narcitic خواب آور، مخدر، داروي مخدر hypnotic خواب آور، توليد کننده خواب مصنوعي، مصنوعي hypnotically خواب آور، توليد کننده خواب مصنوعي، مصنوعي bedtime وقت خواب، وقت استراحت، موقع خوابيدن. dogsleep خواب سبک، خواب زودبر، خواب دروغي soporific خواب آور، منوم، داروي خواب آور sleeplike مثل خواب، خواب مانند. somnifacient خواب اور، خواب الود. somniferous خواب اور، منوم somnific خواب اور، منوم antihypnotic خواب شکن