خوابگاه
معنی انگلیسی
dormitory hostelry
واژههای انگلیسی با این معنی
- doss خوابگاه، رختخواب، خوابيدن
- bedroom خوابگاه، اطاق خواب
- sleeping room خوابگاه، اطاق خواب
- bed chamber خوابگاه، شبستان
- bedchamber خوابگاه، شبستان
- garde-robe خوابگاه
- dorm خوابگاه .
- berthed خوابگاه کشتي، اطاق کشتي، لنگرگاه
- berthing خوابگاه کشتي، اطاق کشتي، لنگرگاه
- cubicle خوابگاه (جدا)
- bunkhouse ساختمان خوابگاه
- dormitories خوابگاه چندنفري
- dormitory خوابگاه چندنفري
- driver's dormitory خوابگاه رانندگان
- statem room خوابگاه افسران ناو
- frat مخفف: باشگاه و خوابگاه خصوصي دانشجويي
- bunkmate کسي که در خوابگاه در بستر مجاور ميخوابد، هم خوابگاه
- garderobe اشکاف لباس، خوابگاه .
- berth پهلو گرفتن، خوابگاه کشتي، اطاق کشتي
- sleeping car واگن تختخواب دار، خوابگاه قطار
- sleeping carriage واگن تختخواب دار، خوابگاه قطار
- BOQ مخفف:، خوابگاه افسران مجرد، خوابگاه افسران پايگاه
- bunk حرف توخالي وبي معني، خوابگاه (درکشتي يا ترن)، هرگونه تختخواب تاشو
- wagon lit واگون لي، اطاق ترن داراي خوابگاه .