خواستار معنی انگلیسی desirous eager forward insistent preferrer pretender volunteer willing wisher wooer واژههای انگلیسی با این معنی demandant خواستار، خواهنده، مطالبه کننده wisher خواستار، ارزو کننده . redemand دوباره خواستار شدن، واپس خواستن، باز خواستن would be کسيکه دلش ميخواهد بمقامي برسد، خواستار. requester خواهش کننده، خواستار. demanding (exacting=) طاقت فرسا، سخت، خواستار wish خواستن، ميل داشتن، آرزو داشتن