خوش بنیه معنی انگلیسی able-bodied hale lusty strong sturdy واژههای انگلیسی با این معنی lustier خوش بنيه، تندرست، قوي lustiest خوش بنيه، تندرست، قوي lusty خوش بنيه، تندرست، قوي gawsie خوش بنيه، چاق و چله، با نشاط gawsy خوش بنيه، چاق و چله، با نشاط heartier قلبي، خوش بنيه، قوي heartiest قلبي، خوش بنيه، قوي hearty قلبي، خوش بنيه، قوي full-blooded پاک نژاد، اصيل، خوش بنيه sturdier ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdiest ستبر، تنومند، قوي هيکل sturdy ستبر، تنومند، قوي هيکل stout ستبر، تنومند، نيرومند vigorous پر زور، زورمند، نيرومند able bodied توانا، نيرومند، قوي بنيه welknit خوش بافت، سخت بافت، داراي بنيه محکم و قوي.