خوش طعم معنی انگلیسی delicious flavorful luscious mellow racy savory savoury smooth tasty zestful واژههای انگلیسی با این معنی smacker (smacking) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني smacking (smacker) سيلي زننده، خوش طعم، دوست داشتني savoury خوش مزه، خوش طعم، خوش نمک high-seasoned پرادويه، خوش طعم، پرچاشني relishable بامزه، خوش طعم saporific خوش مزه، خوش طعم. savorer مزه دار، خوش طعم. sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي