savorer معنی فارسی مزه دار خوش طعم. واژههای دیگر با معنی «مزه دار» sikt مسخره، طعنه، کنايه گوشه دار seedier تخمي، تخم دار، پرتخم seediest تخمي، تخم دار، پرتخم seedily تخمي، تخم دار، پرتخم seedy تخمي، تخم دار، پرتخم saline نمک دار، نمکين، شور مزه sauce چاشني، اب خورش، سوس salt نمک، مزه، گوشه saltily نمک، مزه، گوشه piquantly (بطور تند) چنانکه دهن را مزه بياورد، باگوشه، بطور گوشه دار