خوش مشرب معنی انگلیسی boon companionable convivial genial good-humored pleasant sociable واژههای انگلیسی با این معنی genial خوش مشرب، خوشي دهنده، ملايم folksy خوش مشرب، دوستانه، خودماني. chummy صميمي، خوش مشرب، يار. good humored خوش خلق، خوش مشرب. convivially وابسته به مهماني، درخورمجلس باده نوشي، خوش مشرب genialize ملايم کردن، ملايمت دادن (به)، خوش مشرب ساختن sociable معاشر، قابل معاشرت، خوش معاشرت convivial جشني، اهل کيف وخوشگذراني، وابسته به جشن وعشرت pleasant با صفا، دلگشا، خرم