خیانت کردن معنی انگلیسی betray واژههای انگلیسی با این معنی sell the pass خيانت به مرام دسته خود کردن sell out تاتري که تمام بليط هايش بفروش رفته، يکجا فروختن، خيانت کردن. double cross نارو زدن، دورويي کردن، خيانت کردن. betray گيرانداختن، لودادن، خيانت کردن به rat موش گرفتن، موش کشتن دسته خودراترک کردن، خيانت بدسته اعتصاب کردن conspire توطئه چيدن براي کار بد، هم پيمان شدن، درنقشه خيانت شرکت کردن. belie افترازدن به، دروغ دراوردن، لودادن belying افترازدن به، دروغ دراوردن، لودادن betrayment خيانت، تسليم به دشمن کردن، غمازي