خیره کردن معنی انگلیسی blind fascinate intrigue واژههای انگلیسی با این معنی dazzle خيره کردن، مبهوت کردن، خيره شدن stare خيره نگاه کردن، خيره نگريستن glower خيره نگاه کردن، اخم کردن gloweringly خيره نگاه کردن، اخم کردن daze گيج کردن، خيره کردن، گيجي dazedly گيج کردن، خيره کردن، گيجي gloat چشم چراني کردن، نگاه حسرت اميزکردن، خيره نگاه کردن bedazzle مسحورکردن، مات و مبهوت کردن، بکلي خيره کردن flare روشنايي خيره کننده ونامنظم، شعله برهنه، خودنمايي کردن gawp با دهان باز و به طور احمقانه خيره شدن، مات و احمقانه نگاه کردن goggle چشم گرداندن، چپ نگاه کردن، غلتيدن gaze خيره نگريستن، چشم دوختن، زل نگاه کردن