خیزاب معنی انگلیسی surf swell wave واژههای انگلیسی با این معنی eagre خيزاب بزرگ، جزرومدي دردهانه رودخانه pogy ماهي خيزاب، رجوع شود به menhaden whitecap سفيدک خيزاب، syn : white horse seiche خيزاب واکنشي، سش land-swell خيزاب يا غلت آب نزديک کرانه ground swell خيزاب درياپس ازطوفان يازمين لرزه، يادرنتيجه طوفان يازمين لرزه ground sea خيزاب درياکه علت نماياني نداشته باشد billow موج (بزرگ)، خيزاب، موج زدن sea دريا، خيزاب، موج ripple موج کوچک، خيزاب کوچک، چين kymatology موج شناسي، خيزاب شناسي planegency پچش صدا، ارتعاش، صداي خيزاب که بکرانه دريا بخورد roller غلتک، بام غلتان، استوانه lap n لف لف، لپ لپ، ليس