داخل شدن معنی انگلیسی en- enter penetrate slip واژههای انگلیسی با این معنی enter داخل شدن، درامدن، واردشدن obtrude سرزده داخل شدن، مزاحم شدن، بدون حق launch into politics داخل سياست شدن break in حرز را شکستن وبزور داخل شدن، درميان صحبت کسي دويدن material dispersion پراکنده شدن پالس نوراني در داخل يک فيبر، نوري در نتيجه طول موجهاي مختلف ساطع شده، از يک منبع permeate نفوذ کردن (در) سرايت کردن (در) نشر کردن، داخل شدن، پرکردن permeative نفوذ کردن (در) سرايت کردن (در) نشر کردن، داخل شدن، پرکردن phase in داخل کردن، به ترتيب داخل شدن implode از داخل ترکيدن، از داخل منفجر شدن.، بندش داشتن rank as creditor in the estates of a bankrupt، داخل در غرماء شخص ورشکسته شدن penetrate راه يافتن، رخنه کردن، نفوذ کردن participate شريک شدن، شرکت کردن، سهيم شدن SLIP لغزش، خطا، سهو sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن unstart شکست ناپايدار، انفجاري جريان صحيح هوا، داخل ورودي مافوق صوت موتور مکنده هوا که cam ring رينوي داخل پوسته موتور که توسط ميل لنگ، به چرخش درآمده و باز و بسته شدن سوپاپها، را کنترل ميکند igneous magma مواد مذاب و گازي داخل زمين که در اثر، تبلور و سخت شدن، سنگهاي آذرين را بوجود