دارای-
معنی انگلیسی
ine _
واژههای انگلیسی با این معنی
- hearted داراي دل، قلبي (شکل)
- voiced داراي صدا، ناطق، صدا
- garlicked داراي سير، سير زده، سيردار
- stannous داراي قلع، داراي ترکيبات قلع دو ظرفيتي.
- azotic داراي ازت، وابسته به نيتروژن ازت دار.
- backed داراي پشت، پشتي دار، پشت گرم
- calcic داراي اهک، اهکي، مشتق از اهک.
- instinct with force داراي زور، نيرو يافته
- corel داراي مغز، داراي درون
- hued داراي رنگ، تيره رنگ
- bodied داراي بدن
- petiolated داراي دمگل، ساقه دار، برگدم.
- nickelic داراي نيکل، نيکل دار، نيکلي
- figural داراي گوشه، مجازي، صورتي
- quadrivalent داراي چهار، چهارقلابي
- chinned داراي چانه، غبغب دار
- muciferous داراي مخاط، بلغم دار.
- well lodged داراي منزل، راحت
- blouson داراي بلوز
- herbed داراي گياه
- stannic داراي قلع.
- adamantine داراي تلئلو، الماس، الماس وش
- curvy داراي انحنا، پرچول، پرپيچ و خم
- pelliculate داراي پوسته، پوسته پوسته، شامه دار