دافع
معنی انگلیسی
repellent
واژههای انگلیسی با این معنی
- repellent دافع، راننده، بيزار کننده
- repulsive دافع، وازننده، پس زننده
- expulsive دافع، دفع کننده، راننده
- ejaculatory دافع، منزل، بيرون اندازنده (مني)
- rejecter دافع، دستگاه دفع پارازيت.
- water proof دافع آب، رطوبت ناپذير
- water repellent دافع اب، پس زننده اب.
- shell proof دافع بمب، پناه دهنده ار اثر بمب، ساختماني که پناه بمب باشد
- bombproof دافع بمب، پناه دهنده ازاثربمب، ساختماني که پناه بمب باشد
- antispasmodic دافع تشنج، داروي ضد تشنج
- bechic دافع سرفه
- recoil system سيستم دافع، دستگاه دافع توپ، سيستم عقب نشيني توپ
- disinfectant دافع عفونت، ضدعفوني، داروي ضدعفوني
- muzzle brake دافع دهانه، شعله پوش لوله توپ
- self repelling دافع همديگر
- hydragogue (طب) دافع آب، پيشاب آور، مدر
- recoil cylinder استوانه دافع
- acopic دافع خستگي و کوفتگي.
- buffer body بدنه دافع (در تيربار)
- muzzle compensator دافع دهانه لوله توپ يا تفنگ
- oil buffer ضربت گير روغني يا دافع روغني
- preventative جلو گيري کننده، دافع، داروي جلوگيري
- preventive جلو گير کننده، دافع، عامل جلو گيري
- dejectory کارکن، دافع