در آن هنگام معنی انگلیسی now واژههای انگلیسی با این معنی then سپس، پس (از آن)، از آن پس sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي free form نوعي پيمايش نوري که در آن عمل پيمايش، توسط علائمي که به وسيله دستگاه ورودي در، هنگام ورود اطلاعات داخل مي شوند کنترل gyrodyne رتورکرافتي که رتورهاي آن هنگام برخاستن، شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها در دامنه، معيني از سرعت توسط موتور کار ميکند binding time هنگام انقياد، زمان انقياد، مرحله اي که در آن مترجم شکل زبان ماشين isoclinic wing بالي که زاويه برخورد آن هنگام خم شدن، در اثر نيرو نيز ثابت ميماند