در اندیشه
معنی انگلیسی
mindful
واژههای انگلیسی با این معنی
- musingly در حال انديشه، متفکرانه
- theologize در علم دين انديشه کردن، از روي الهيات استدلال کردن
- syntaxic thought انديشه منطقي (در نظريه ساليوان)
- brainstorming گردهمايي که در آن همه چاره ها و انديشه هاي، خود را ابراز ميکنند، مشکلگشاييگروهي
- pensive متفکر، در انديشه فرو رفته، افسرده
- prevenance توجه باحتياجات ديگران، در انديشه حوائج خلق.
- chew جويدن، چاييدن، انديشه کردن در
- conspiratress توطئه چيدن (ياکردن، ) اسباب چيني کردن، انديشه کردن در
- contemplate درنظرداشتن، درصد دبودن، انديشه کردن در
- contemplatively درنظرداشتن، درصد دبودن، انديشه کردن در
- improvidently بدون مال انديشي، از روي بي احتياطي، بدون انديشه در عاقبت
- self absorbed خود جذب شده، در خورد فرو رفته، انديشناک
- broody قابل تخم گذاري، افسرده، متفکر.
- dialectical materialism ماترياليسم ديالکتيک، نوعي تحليل تاريخي، است که اولين بار بوسيله کارل مارکس
- crowding out effect اثر جبراني، انديشه اي که استقراض بسيار، زياد دولت وجوه قابل دسترس وام گيرندگان
- overwhelmed with reflection مستغرق انديشه، غوطه ور در فکر
- immersed in thinking غرق انديشه، فرورفته در فکر