در حدود
معنی انگلیسی
about almost close within round toward
واژههای انگلیسی با این معنی
- within cry در حدود صد ارس
- transition layer منطقه يا حدود انحراف در ارتفاع پرواز
- beta range حدود تغيير گام ملخ در موتور توربوپراپ، براي توليد نيروي براي صفر يا منفي
- clearance fit اتصالي که در آن حدود دو عضو جفت شونده، هميشه مونتاژ را محکم مي سازد
- micronic بصورت بسيار ريز و در حدود واحد ميکرون
- buddy line طنابي که در حدود 10 متر که 2 غواص را به، هم وصل مي کند
- one's light s نهايت کوشش را در حدود توانايي يا استعداد، خود بعمل آوردن
- dbh مخفف: قطر تنه ي درخت در ارتفاع حدود سينه ي، انسان
- q.t. مخفف (quart) به معني کوارت که پيمانه اي است در حدود، يک ليتر که چهارتاي آن برابر است با يک گالن.
- well nigh تقريبا، در حدود، قريبا.
- thereabouts در آن حوالي، در آن حدود، در حدود آن وقت
- trimester دوره سه ماهه، در حدود سه ماه .، هر يک از سه دوره ي سال تحصيلي
- golf course زمين بازي گلف داراي 18 بخش و فاصله بين، هر دو بخش در حدود 2700 تا 3000 متر است
- within در (درون)، در داخل، توي
- G. -1 نشانه مقدار ثابت نيوتون براي نيروي جاذبه، -2 مخفف کلمات زير است :، گرم
- about درباره، گرداگرد، پيرامون
- O.T. مخفف جملات زير است:، درمان اشتغالي.Occuupational therapy، نامگذاري قديمي.old terminology
- Bact. = Bacterium، باکتري، موجود ريز بيني بدون اسپور يا ميکرب غير
- ESDI حروف اختصاري Enhanced Small Device Interface، استانداردي است که در ديسکهاي سخت با ظرفيت بالا، ديسک گردانهاي ديسک فلاپي
- hard sectored ديسک لرزاني که در آن سوراخهايي به منظور، تعيين حدود هر قطاع يا بخش تعبيه و منگنه، شده است
- therabout درآن حدود، در همان نزديکي (يا حوالي)، درآن حدود (چيزي کمتر يا بيشتر)
- perambulate پيمودن، گردش کردن در، گرد گرديدن
- offshore دور از ساحل، در داخل دريا، منطقه خارج از حدود ساحلي کشورها
- whereabouts کجا، تقريباً، در کجاها