در ظاهر
معنی انگلیسی
ostensibly outwardly
واژههای انگلیسی با این معنی
- acronical ظاهر شونده در غروب، افولي، شامگاهي.
- acronichal ظاهر شونده در غروب، افولي، شامگاهي.
- deponont در ظاهر مجهول و در باطن معلوم، شهادت دهنده .
- Marrano يهودي که به ظاهر مسيحي شده ولي در خفا، مذهب خود را نگه ميدارد
- laitance حبابي که پس از بتن ريزي در سطح بتن ظاهر، ميشود و باعث متخلخل شدن سطح بتن ميگردد
- mechanicalism عقيده به دخالت عمل مکانيکي در کيفيات ظاهر و، طبيعي، عمل مکانيکي
- formalism رعايت آيين و آداب (ظاهري يا رسمي)، ظاهر پرستي (در دين)
- formalistic رعايت آيين و آداب (ظاهري يا رسمي)، ظاهر پرستي (در دين)
- semilate نيمه ديررس، ظاهر شونده در اخر فصل.
- point device بسيار درست، کاملاراست، بي عيب (در ظاهر).
- zero supperssion موقوف کردن صفرها، جايگزيني صفرهاي ماقبل يک عدد با جاي خالي، به طوريکه صفرها در موقعيت چاپ عدد ظاهر
- nominally اسما، بنام، لفظا
- prima-facie evidence مدرک به ظاهر قاطع، مدرک محمول بر صحت، مدرکي که در صورت تکذيب يا توضيح طرف
- asteriated متشعشع، پرتودار، داراي اشعه ء ستاره مانند.
- compound bending خمش مرکب، خمشي که در آن لنگر پيچشي صفر، بوده و تنشهاي عمودي کششي و فشاري ظاهر
- meretricious جنده وار، در خور فاحشگي، زرق و برق دار
- disposure ظهور عکس، کشف شدن، در معرض ديد قرار گرفتن
- blue key نقطه کمکي آبي براي تنظيم عکس در موقع، ظاهر کردن فيلم
- outwardly در بيرون، ظاهرا، برحسب ظاهر