در فاصله
معنی انگلیسی
away
واژههای انگلیسی با این معنی
- insofar as در چنان درجه و يا فاصله، تا جاييکه، تا حديکه .
- interact فاصله ميان دو پرده در نمايش، انترکت، کارمختصردر ميان دوکارديگر
- burst interval فاصله ترکش گلوله ها در يک رگبار
- space mark (در مطبعه وغيره) علامت فاصله گذاري.
- wheel base فاصله بين چرخ جلو و عقب در خودروهايي، که از يک اکسل بيشتر دارند
- stadia points تارهاي فاصله سنج در دوربينهاي چشمي و، نقشه برداري
- collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بين مرکز جاذبه، يک ميدان نيروي مرکزي از امتداد بردار، سرعت جسم متحرک در بيشترين فاصله از
- plan range در شناسايي از روي عکس هواي فاصله افقي، بين نقطه پاي عمود هواپيما تا شيئي که، روي زمين قرار گرفته است
- vacation sittings جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس براي، کارهاي مهم و ضروري تشکيل مي شود
- occulting light در فانوس هاي دريايي روشنايي که در فاصله، هاي معين بريده ميشود
- lost ball گوي گم شده در مسير بازي گلف که به فاصله، 5 دقيقه پيدا نشود
- Olympiad فاصله چهار ساله در مياندو رشته مسابقه هاي، قهرماني، برگزاري مسابقات المپيک
- diastasis استراحت قلب در فاصله بين انقباض و انبساط.
- periodically درنوبت هاي معين، در فاصله هاي معين
- tele غايت، فاصله (در گروه سنجي)
- close march راهپيمايي با فاصله جمع، فرمان " فاصله جمع " در راهپيمايي
- russian revolution انقلاب روسيه (يا انقلاب کبير اکتبر)، وقايعي که در فاصله سالهاي 1905 تا 1917، در روسيه اتفاق افتاد و بالاخره به تشکيل
- man-trap تله آدم گير، در CL بکار بردن آن جز در فاصله غروب تا، طلوع خورشيد و به منظور جلوگيري از ورود
- tailgate تخته ي عقب، در فاصله يکم پشت اتومبيل ديگر حرکت کردن، سر به دم حرکت کردن
- microspacing خصوصيت بعضي چاپگرها که به آنها امکان، مي دهد تا در فاصله هاي بسيار کوچکي حرکت، کنند
- scaling law ضريب محاسبه قدرت بمب اتمي، فرمول محاسله بازده بمب اتمي در هر فاصله
- trapdoor درب تله يي، فاصله اي عمدي در يک سيستم پردازش اطلاعات، که به منظور جمع آوري تغيير يا خراب کردن
- adinterim ضمنا، در اين ضمن، در فاصله
- baseband transmission روشي که براي بکارگيري انتقال سيگنالهاي، فرکانس پايين از ميان کابل کواکسيال جهت، انتقال داده در شبکه با محلي با فاصله