درنده معنی انگلیسی ferocious fierce savage mauler predator predatory rapacious truculent wild واژههای انگلیسی با این معنی fierce درنده، شرزه، حريص predatorial درنده، غارتگر، يغماگر truculent درنده خو، سبع، وحشي tigerlike درنده خو، ببر صفت. ferocious درنده خوي، وحشي، ستمگر truculency درنده خويي، سبعيت، وحشي گري ferocity درنده خويي، ستمگري، وحشي گري truculence درنده خويي، سبعيت، وحشي گري wolfishness درنده خويي، گرگ صفتي rapaciously از روي درنده خويي، حريصانه، باخوي غارت گري requin کوسه ماهي درنده . beast of ravin جانور درنده ياشکاري tigerish (tigerlike) درنده خو، ببر صفت. pandours or doors امنيه وحشي درنده خو که در سال 1741 تشکيل شد، و چندي پس از آن جز ارتش اطريش گرديد laniary ياره کننده، درنده، نيشدار vulturous لاشخور مانند، درنده خو، لاشخوري wolfish گرگ صفت، درنده خو، حريص vulturish لاشخور صفت، درنده خو kitish حريص، درنده خو harpies جانوري که تن ورخسارزن وبال وچنگال مرغ داشت، ادم درنده خو wolf گرگ، آدم درنده خو lair آرامگاه جانوران، لانه جانور درنده، جاکردن hyena کفتار، آدم درنده خو يا خائن، يکجور ببر در جزيره ء تاسماني hyaena کفتار، آدم درنده خو يا خائن، يکجور ببردر جزيره تاسماني