دفن کردن معنی انگلیسی bury entomb inter واژههای انگلیسی با این معنی intomb قبر کردن، دفن کردن، قبر بودن يا شدن براي inearth درخاک نهادن، دفن کردن inter درخاک نهادن، دفن کردن enbombing (زير) خاک کردن، قبرکردن، دفن کردن entomb (زير) خاک کردن، قبرکردن، دفن کردن inhume در خاک نهادن، در خاک سپردن، زير خاک کردن inurn در ظرف داشتن، در خاکدان ريختن، بخاک سپردن sepulcher (sepulchre) گور، قبر، مزار landfill دفن زباله و آشغال در زير خاک، محل خاک کردن زباله، آشغال دفن شده