دماغه معنی انگلیسی foreland headland neck nose point stem واژههای انگلیسی با این معنی headland دماغه، پرتگاه، کنارکشت زار cape دماغه، راس، شنل foreland دماغه، زمين جلو head land دماغه، پرتگاه ness دماغه، راس downstream pier nosing پس دماغه breakfront دماغه دار، آنچه که بخش جلو آن برآمدگي داشته باشد، برآمده cut water پيش دماغه upstream nosing پيش دماغه foreship دماغه کشتي، سر کشتي، دلير promontories دماغه بلند، راس، پرتگاه promontory دماغه بلند، راس، پرتگاه naze دماغه بلند، راس پرتگاه، بر آمدگي cutwater دماغه کشتي، آب بر، آب شکن prow دماغه کشتي، سر کشتي beakiron دماغه سندان، سندان دو کوه يادو دماغه Verde دماغه ي سبز، دماغه ي ورده helles دماغه ي هلس Roca دماغه ي روکا Bataan دماغه ي باتان Comorin دماغه کومورين Actium دماغه ي اکتيوم hatteras دماغه ي هاتراس Chalcidice دماغه ي کلسيدسي