دندان
معنی انگلیسی
tooth
واژههای انگلیسی با این معنی
- tooth دندان، دندانه، دنده
- edentate بي دندان، بي دندان جلو، جانوربي دندان
- toothless بي دندان، بي دندانه
- fangless بي دندان، بي نيش
- curvidentate کج دندان
- edentulous بي دندان
- odontophore دندان بر
- gum لثه دندان، انگم، چسب
- nibble دندان زدن، خردخرد جويدن، گاز گرفتن
- odontography شرح دندان، تشريح دندان، تاريخچه دندان
- peg tooth دندان ناب، نيش، دندانه ميخي يا تيز
- fanged دندان دار، نيشدار، تيزچنگ
- eyetooth دندان ناب، چيزپرارزش.
- dentifrice گرد دندان، خميردندان
- peg-tooth دندان ناب، دندان تيز
- dentinal عاج دندان
- dentine عاج دندان
- dentiparous دندان اور
- dentist دندان ساز
- latidentate پهن دندان
- microdont خرد دندان
- odontalgia دندان درد
- odontoma ورم دندان
- pyorrhoea چرک دندان