دنده
معنی انگلیسی
tooth
واژههای انگلیسی با این معنی
- gear دنده، چرخ دندانه، اسباب
- rib دنده، رگه، خط يا راه برجسته
- geap دنده، اسباب.
- costa دنده
- costal دنده اي، ضلعي
- dependum ته دنده
- jackshaft دنده عقب، دنده دو در اتومبيل.
- costate دنده دار
- gear wheel چرخ دنده
- laticostate دنده پهن
- toothed wheel چرخ دنده
- shifting lever دسته دنده، اهرم دسته دنده، اهرم حرکت در سمت
- spur gear دنده ملخي، دنده مهميزي، دنده خاردار
- worm gear دنده مورب، دنده حلزوني، پيچ حلزوني
- free-wheel دنده خلاص، با دنده خلاص رفتن
- bevel gear دنده مورب، دنده کرامويل
- drive mechanism جعبه دنده، مکانيزم رانش
- gearshift ميله دنده، دنده عوض کن.
- transmission case جعبه دنده، گيربکس
- gear box جعبه دنده
- gear case جعبه دنده
- gear-box جعبه دنده
- gear-case جعبه دنده
- tricostate سه دنده اي، داراي سه دنده .