دنیا
معنی انگلیسی
creation world universe
واژههای انگلیسی با این معنی
- world دنيا، گيتي، عالم
- monde دنيا، جامعه
- pelf مال دنيا، جيفه دنيايي، پول
- mammonist دنيا دار، دنيا پرست
- Mammon جيفه دنيا، مالجهان، دارگونه مال
- mammonism دنيا داري، مال پرستي
- wordly minded دنيا پرست، دنيا دار.
- oceans of money يک دنيا پول
- worldling ادم دنيا پرست
- wimple کلاه زنان تارک دنيا، پوشاندن، چين دار کردن
- nunneries خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير
- nunnery خانقاه زنان تارک دنيا، گروه راهبات، دير
- abbess رئيسه صومعه زنان تارك دنيا
- conventual متعلق بخانقاه (زنان تارک دنيا)
- preemie طفلي که پيش از موعد به دنيا آمده، نوزاد زودرس
- mammonish مال پرست، دنيا دار، ناشي از حس دنيا داري يا مال پرستي
- secularization ماديت، دنيا پرستي، عرفيت
- hermitess زن گوشه نشين، زن تارک دنيا
- realistic deterrence ميخکوب کردن حقيقي، استراتژي سد کردن پيشروي کمونيسم در دنيا، ممانعت حقيقي از پيشرفت کمونيسم
- hermit زاهدگوشه نشين، گوشه نشين، تارک دنيا
- hermitically زاهدگوشه نشين، گوشه نشين، تارک دنيا
- new world دنياي تازه، بر جديد، ينگي دنيا
- nun راهبه، زن ترک دنيايي، زن از دنياگذشته
- Leo اسد، شير، برجاسد