دهن
معنی انگلیسی
mouth
واژههای انگلیسی با این معنی
- scurrilous بد دهن، بدزبان، فحاش
- mouthless بي دهن، بي دهانه
- astomatous بي دهن
- agape دهن باز، مبهوت، متعجب
- yawn دهن دره، خميازه، دهن دره کردن
- mow دهن کجي، ادا واصول در آوردن، دهن کجي
- mown دهن کجي، ادا واصول در آوردن، دهن کجي
- oscitancy دهن دره، تنبلي، بيحالي
- oscitation دهن دره، بيحالي، تنبلي
- ringent دهن باز، دهان اژدر
- cycclostomate دهن گرد
- bell-mouthed دهن گشاد
- wide mouthed دهن گشاد
- narrow mouthed دهن باريک
- ribald بي چاک دهن، هرزه، زشت گوي
- jew's harp چنگ دهن گير، سازي که با دندان نگاه ميدارند و با انگشت، ميزنند
- dehisce دهن باز کردن، شگفتن، ترکيدن
- mason jar کوزه دهن گشاد.
- beslobber با اب دهن ترکردن، زيادبوسيدن، ماچ
- ciecumoral واقع درگرداگرد دهن
- blabber ادم بي چاک دهن وپرده در، فضول
- carronade يکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
- palsgrave کام وابسته بکام يا سقف دهن
- krater کوزه دهن گشاد دسته دارقديمي.