دود
معنی انگلیسی
smoke
واژههای انگلیسی با این معنی
- reek دود، بخار، دمه
- fume دود، بخار، بخاربدبو
- smoke دود، دودکردن سيگارو (مانندان) کشيدن، دخانيات استعمال کردن
- flue gas دود
- smog مه دود
- smokeless بي دود
- smoke screen پرده دود، پرده پوشش دود براي استتار يکانهاي خودي
- suffumigate دود دادن، گند زدايي کردن
- acid fume دود اسيد، دود اسيدي
- balloon barrage پرده دود
- smoke point نقطه دود
- discharge valve سوپاپ دود، سوپاپ تخليه
- exhaust valve سوپاپ دود
- waste-gas fule مجراي دود
- smokiness دود گرفتگي، سياهي، تيرگي
- tactical smoke دود مصنوعي، دود استتاري
- smoke mask ماسک ضد دود
- london ivy دود و مه لندن
- overmoke زياد دود داشتن، زياد سيگار کشيدن
- exhaust system سيستم تخليه دود، سيستم اگزوز
- smoke proof غير قابل نفوذ دود، ضد دود.
- photochemical smog دود مه نور شيميايي، دود مه فتو شيميايي
- brown air city شهر با مه دود اسيدي
- gray air city شهر با مه دود اکسيدي