دود دادن معنی انگلیسی fumigate واژههای انگلیسی با این معنی suffumigate دود دادن، گند زدايي کردن fumigate بخاردادن، دود دادن، معطرکردن fumigation تدخين، دود دادن، بخور (دادن) sulphurate گوگرد زدن، با گوگرد ترکيب کردن (يا دود دادن) smokehouse دودخانه، محل دود دادن گوشت ماهي وپوست دباغي، وغيره . louver باد گير، گنبدروزنه دار براي روشنايي دادن يا دود، کشيدن fumatory دودي، وابسته به کشيدن دود، دودگاه reek دود، بخار، دمه