دودل بودن معنی انگلیسی doubt hover oscillate question scruple shilly-shally vacillate vibrate waver واژههای انگلیسی با این معنی shilly shally دل دل کردن، دودل بودن، ترديد راي داشتن dither لرزيدن، (درمحاوره)دودل بودن، هيجان. stagger تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن staggeringly تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن fluctuate بالاوپايين رفتن، تغييرکردن، ثابت نبودن