dither
UKdiðər
معنی فارسی
لرزيدن (درمحاوره)دودل بودن هيجان.
معنی کامل و مثالها
/dith´ ǝr/vi., n.
● دو دل بودن، این دست آن دست کردن، تمجمج کردن، عصبی و مردد بودن
instead of deciding she merely dithers
به جای تصمیم گیری او فقط عصبی و مردد میشود.
● تردید توام با دستپاچگی، عصبی و دودل بودن
● (انگلیس - محلی) ترس و لرز، تب و لرز
* dither about something
دربارهی چیزی دودل و هراسان بودن
* throw into a dither
دستپاچه و هراسان کردن، دچار ترس و هیجان کردن
تعریف انگلیسی
verb
- act nervously; be undecided; be uncertain “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
- make a fuss; be agitated “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”