دیکشنری فارسی

dither

UKdiðər

معنی فارسی

لرزيدن (درمحاوره)دودل بودن هيجان.

معنی کامل و مثال‌ها

/dith´ ǝr/vi., n.

● دو دل بودن، این دست آن دست کردن، تمجمج کردن، عصبی و مردد بودن

instead of deciding she merely dithers

به جای تصمیم گیری او فقط عصبی و مردد می‌شود.

● تردید توام با دستپاچگی، عصبی و دودل بودن

● (انگلیس - محلی) ترس و لرز، تب و لرز

* dither about something

درباره‌ی چیزی دودل و هراسان بودن

* throw into a dither

دستپاچه و هراسان کردن، دچار ترس و هیجان کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an excited state of agitation “he was in a dither” “there was a terrible flap about the theft”
  2. act nervously; be undecided; be uncertain “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  3. make a fuss; be agitated “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «لرزيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن