دیکشنری فارسی

shilly shally

معنی فارسی

دل دل کردن دودل بودن ترديد راي داشتن دودلي ترديد راي

مترادف‌ها

I. verb neuter
See shilli shally
II. noun
See shilli shally

واژه‌های دیگر با معنی «دل دل کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن