yea and nay معنی فارسی دل دل کردن دو دل بودن دو دلي ترديد راي داشتن واژههای دیگر با معنی «دل دل کردن» shilly shally دل دل کردن، دودل بودن، ترديد راي داشتن dilly-dally دل دل کردن، دوبشک بودن، تاخيرکردن vaccillated جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillates جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vaccillating جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن vacillate جنبيدن، نوسان کردن، دل دل کردن deject افسرده کردن، افسردن، دل شکسته کردن waver تزلزل پيدا کردن، فتور کردن، آثار شکست در خود ديدن hesitate تامل کردن، درنگ کردن، مرد دبودن wobble جنبيدن، تلوتلو خوردن، يله رفتن