دودمان معنی انگلیسی ancestry clan family genealogy lineage pedigree race واژههای انگلیسی با این معنی bloodline دودمان، تبار، زاد ancestries دودمان، تبار، زاد ancestry دودمان، تبار، زاد lineage دودمان، نسب، شجره han دودمان پادشاهي هان، نژاد چيني، نژاد هان Orleanist هوادار دودمان اورلئان families خانواده، دودمان، خاندان family خانواده، دودمان، خاندان cladistics روش رده بندي جانداران بر حسب شاخه، و دودمان gender tree شجره نامه، سلسه دودمان، نسب نامه pedigreed شجره دار، داراي نسب يا دودمان معلوم stirps نژاد، نسب، دودمان genealogies شجره، نسب، دودمان genealogy شجره، نسب، دودمان parentage نسب، اصل، دودمان pedigree شجره، نسب نامه، دودمان dynasties سلسله، خاندان (پادشاهان)، دودمان dynasty سلسله، خاندان (پادشاهان)، دودمان stemma شجره، نسب نامه، دودمان geneal نسبشناسي، شجره نامه شناسي، دودمان شناسي leukon (تش.)، عناصر سفيد خون و سلول هاي سازنده انها، دودمان سفيد خون. Carolingian وابسته به دومين سلسله ي شاهان فرانکي که در، سال، ميلادي توسط پپن پسر شارل تاسيس گرديد phylon نژاد، قبيله، اجداد generation توليد، احداث، پيدايش