دور کردن
معنی انگلیسی
banish scat
واژههای انگلیسی با این معنی
- transverse abduction دور کردن افقي
- remote job entry وارد کردن کار از راه دور، ورود برنامه از راه دور
- telecommuting ارتباط برقرار کردن راه دور
- detachment parry دفاع با دور کردن شمشير حريف
- head down دور کردن قسمت جلوي قايق از باد
- lick son عيبي را با شلاق از کسي دور کردن
- parade lap رژه آهسته دور پيست براي گرم کردن، (اتومبيل راني)
- circumnavigate دور (گيتي يا اقليمي) کشتي راني کردن، زمين رادورزدن، پيرامون پيمودن
- pace lap دور پيست را باهم رفتن براي گرم کردن، ماشين در آغاز مسابقه
- circumnavigator دور (گيتي يا اقليمي) کشتي راني کردن
- debunk احساسات غلط و پوچ را از کسي دور کردن، کسي را اگاه و هدايت کردن، کم ارزش کردن.
- stick-check دور کردن گوي از گوي دار با استفاده از، چوب (هاکي روي يخ)
- straight-arm دور کردن حريف با کف دست از طرف توپدار، (فوتبال آمريکايي)
- poke-check فشار آوردن به گوي با چوب براي دور کردن، آن از حريف (هاکي روي يخ)
- straight arm حريف را با مشت جلو امده از خود دور کردن.
- preclude رفع کردن، دور کردن، احتراز کردن از
- forfend دفع کردن، دور کردن، جلوگيري کردن
- bear off برداشتن، دور کردن
- skate off حرکت بطرف حريف و تماس بدني با او براي، دور کردن او از گوي
- abduct ربودن، دزديدن (شخص)، دور كردن
- ward off دفع کردن، دفاع کردن، از خود دور کردن.
- averted برگرداندن، گردانيدن، دفع کردن
- averting برگرداندن، گردانيدن، دفع کردن
- averts برگرداندن، گردانيدن، دفع کردن