forfend
معنی فارسی
دفع کردن دور کردن جلوگيري کردن قدعن کردن
معنی کامل و مثالها
/fôr fend´/vt.
● (قدیمی)
● منع کردن
● جاخالی دادن، احتراز کردن
دفع کردن دور کردن جلوگيري کردن قدعن کردن
/fôr fend´/vt.
● (قدیمی)
● منع کردن
● جاخالی دادن، احتراز کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن