دیکشنری فارسی

forfend

معنی فارسی

دفع کردن دور کردن جلوگيري کردن قدعن کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr fend´/vt.

● (قدیمی)

● منع کردن

● جاخالی دادن، احتراز کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. prevent the occurrence of; prevent from happening “Let's avoid a confrontation” “head off a confrontation” “avert a strike” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دفع کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن