دیکشنری فارسی

stave off

معنی فارسی

دفع کردن.

مترادف‌ها

Defer, delay, postpone, adjourn, procrastinate, put off, lay over, let lie over, waive, shift off.

واژه‌های دیگر با معنی «دفع کردن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن