دورافتاده معنی انگلیسی back remote remotely واژههای انگلیسی با این معنی boonies جاي دورافتاده، جهنمدره، کوره دهات faraway خيلي دور، دورافتاده، پرت backwoods اراضي جنگلي دوراز شهر، جنگلهاي دورافتاده .، جاي دورافتاده و کم جمعيت backwoodsman دهاتي، اهل جاي دورافتاده . boondocks جنگل، جاي پردرخت، جاي دورافتاده devious بيراهه، بيراه، پيچاپيچ duplicitous بيراهه، بيراه، پيچاپيچ underhanded بيراهه، بيراه، پيچاپيچ straggly (بصورت نامرتب) پراکنده، اواره، متواري